محمد
محمد، عبد، شهید، لیلی، مجنون، فرهاﺩ، شیرین، عهد، امت وسط، مارکسیست، یدعون إلی الخیر، روزگار آزگار

سنت تو!

1391/11/3 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : سید سعید هاشمی
  غرق ﺩر این غربت یعنی ﺩست و پاگیر شدن با غل و زنجیر.
   سنت تو بایﺩ جاری میشد اما "نشد"!! این یک حقیقت محض است؛ همه ی ما بنده ایم اما "عبد" نیستیم! آن عبدی که تو محمدش(ص) گذاشته ای، عبد بوﺩ نه من...، من که هر روز تو را به شهاﺩت میگیرم که "أشهد أن لا إله إلا الله" سپس عبدت را که "أشهد أن محمد الرسول الله"...؛
    اما آیا اینگونه است؟؟
  آیا من هم مثل شهیدان ﺩر راه تو، میتوانم شهید ﺩر راه «تو» باشم؟!
  آیا به قدری که مجنون؛لیلی را و فرهاﺩ؛شیرین را میخواست،تو را هم میخواهم؟!
  آیا با تو و برای تو عقد میکنم؟!!
  و عهد میبندم که تو "واحد"ی و محمد«ص» "واسط "؟؟




موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,,,,

خالق من!

1391/11/3 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : سید سعید هاشمی
خالق من!
  پاک سرشتان(انبیا و شهدا) آمدند و رفتند و من؛بی کس مانده ام و تو...
بگذار کمی از"کاش" هايم بگویم؛
کاش تو آﺩم بوﺩی و می نگريستی آن چيزی را که نبايد باشد و می گریستی بخاطر آن چيزی که بايد باشد و اما نیست!
کاش ما هم از رسل بوﺩیم و مظلوم و معصوم؛
کاش من هم شهید بوﺩم و معصوم؛
کاش من هم بوﺩم؛
کاش هایم زیاﺩند و برآورﺩرشان مشکل و یا حتی محال!این محالی؛از این است که اینجا جای وحشتناکیست!
  ﺩر اینجا چاله ی وحشتناک تاریکی وجوﺩ ﺩارﺩ که همه ﺩر آن فرو رفته و بلعیده شده ایم.باید ببینی که چگونه زحمات و مصایب رسل را برباﺩ می ﺩهند و فقط خاکسترش را زمین میریزند و راهی بیراهه می شوند؛باید به زمینت حق میﺩاﺩی که ﺩر پی رﺩ فرمان تو بوﺩ برای چنین "روزگار آزگاری "؛
  باید بنگری لحظه ی ریختن اشک های کوﺩک سیاه پوستی را که اگر به استخوانهای چسبیده به پوستش نگاه کنی،اشک از چشمانت سرازیر میشوﺩ که برای حصول یک تکه نان این همه آواره گشته و نقش بر زمین شده است؛
  باید ببینی که چطور آﺩمیان سگ پرست،بی علت و بی ﺩلیل و بی منطق،به جان آﺩمیان روح پرست افتاﺩه اند که به طمع مال بی مالشان،ﺩار و ندارشان را به غارت برﺩه و زندگی ای خشک مرفه و به ظاهر آزاﺩه اندیش را سپری میکنند...
...و باید ببینی که چگونه این زندگی مارکسیستی لعنتی بر روح و جان ما انسانها لرزه انداخته و این طور آیه ات را(که خوﺩت به محمد «ص» گفتی) تضاﺩ طبقه ای و مرحله ای باید ریشه کن شوﺩ و "امت وسط "را که تو به ما بخشیدی پیاﺩه ی همه ی ملتها کنیم بسا که ملل گوناگون به خوﺩ بیایند و "یدعوت إلی الخیر" شوند...



موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,

ساخت وبلاگ