خدا
خدا، فلسفه، زمان، حرکت، قرآن، رقص دل، دست به قلم

حرف چهارم:

1393/10/5 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : سید سعید هاشمی

نکته: دوستانی که قصد پیگیری و همراهی مطالب فلسفه را دارند، از مطلب "حرف اول" بخوانند تا این مطلب.

حرف چهارم:

به این سؤال توجه کن:

درب به موازاتِ چرخشِ کلید باز می شود یا بعد از چرخشِ کلید؟

سؤال بعدی:

ما در زمان هستیم یا زمان در ما؟ ما با زمان هستیم یا زمان با ما؟

سؤال بعدی:

عالَم به تبعِ زمان است یا زمان به تبع عالَم؟

سؤال بعدی:

خدا «در» ماست یا «با» ماست؟

سؤال بعدی:

زمان در حرکت است یا حرکت در زمان؟

به معنای واقعی هَنگ ام. قضیۀ بیگ-بَنگ ماتِ در جواب سؤالات بالاست. بزرگ ترین فیزیک دانانِ روز دنیا، پاسخ سؤالات بالا را نمی دانند. جای تأمل دارد اگر بگوییم فلسفه اساساً علمی است بی پایه و کشک. حق بدهید به بنده اگر بگویم بخاطرِ فشار بر ذهنم، نتوانستم تا نصف شب بخوابم.

زمان؛ یک بحثِ شدیداً چالشی است. ما پاسخِ سؤالاتمان را باید از فلسفه بخواهیم. اینکه دنیا در 6 روز آفریده شد، در همان لحظه خلق شد یا قبل از آن؟ اصلاً زمانی در کار هست؟ نگاهی که به اطرافمان بکنیم، می بینیم زندگیِ ما همگی قراردادی است. ما زمان را در ساعت خلاصه کردیم. شرحِ این بحث، خیلی از مشکلات ما را حل خواهد کرد.

رجوع به قرآن کمی آدم را (شاید) آرام کند. آمده است «وَ هُوَ مَعَکُم»؛ او «با» شماست. یعنی خدا در ما نیست، خدا با ما است. نمی دانم می توانم خدا را همان زمان فرض بگیرم یا نه. آیا ما «لا زمان» هم داریم؟

وای خدای من.

دارم می ترکم.

واقعاً توان نوشتن ندارم...

(4 آذر، ساعت 11 و نیم آخر شب، بعد از جلسۀ هفتگی فلسفه)





موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,

رقص دل...

1393/4/22 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : سید سعید هاشمی
وقتی دست به قلم می شوی، خودت را گم می کنی! گویا داری می رقصی! رقص دل...
حواست هست هرگاه که احساس شوق می کنی، وجودت جوری می شود که گویا می خواهی جهان را حدأقل یکبار دور بزنی؟! چقدر این فضا را برای خودت نگه میداری؟!
حفظش کن...
هم اکنون خدا به تو نزدیک ترست...





موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
,,

چگونه؟

1391/11/17 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : سید سعید هاشمی
خدای من..
این روزها خراب خانه ی خویشم..انتظاری مع الاسف همراه با نادانی و ترس را در جلوی چشمانم به تصویر میکشم.
چشمانم دارند کور میشوند..
نمی دانم از گریه کردن هاست یا که از رسیدن انتظار تلخ...
سردر گم فکر پریشان خویش شده ام..
خسته نیستم؛خودم "خودم "را خسته ی خودم میکنم..
خودم "خودم" را گیج تیپاخورده ی کارهای خودم میکنم..
خودم با خودم غریبی میکنم..
می ترسم..
از خود،از محیط،از پدیده ها،از اسرار،از انسان لگدخورده ی کاه و گل..
وا مصیبتا از من،که شبم روز و روزم شب شده است."وجدانم" هیچ وقت آرام نمیگیرد.نه در اعمال روزانه،نه در خواب های شبانه،نه در میکده ی عشاق،نه در کلبه ی احزان مظلوم خویش..
  پروردگار من
چگونه دستم را به سوی بالینت بکشانم تا که نظری بی منت بر من ماتم زده ی ظالم بیفکنی؟
چگونه خودم را غرق در شراب مستانه ی تو بیفکنم تا که به سویت با امید رهسپار شوم؟
چگونه می توانم انسانیت ناآدمی خود را برای تو اثبات کنم؟
چگونه میشود؟
چگونه؟




موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,,

داستان

1391/9/13 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : سید سعید هاشمی

یکی بود اما یکی نبود!زیر این گنبد کبود شهری بود همچون عمود صاف و خمود! لندرونش چیری بود شبیه"دل" پر از شور و شهود..توی این قصه ی ما رازی نهفته بود که هیچ کس خبردار نبود...

بود و بود و بود اما هما چیزی که باید"می بود" "نبود"! 
مگر می شود که چیزی باشد اما نباشد؟! یا که اصلی باشد لیکن نباشد؟! اصل که خودش مبناست و خودش ذاتیست؛اصل هایی هستند که به آنها توجهی نمی شود و فرع هایی هستند که آنها را همچون بت می پرستیم و همچون تاجٰ بالای سر می نهیم!
ننمی دانم "آه" بگویم و حسرت بخورم یا که "خنده" کنم و دسته گل بیفشانم؟!
من داستانی دارم راهکارٰکه شاهکار نیست اما "شاه شکار" است! داستانم هم رمان است و هم قصه!هم هیجان است هم خفتان! هم راه است هم ماه! هم سوز است هم شورٰهم انسان است هم حیوان!! هم "غربت" است و هم "خدا"...
 داستان من راستان است و کاذب! عقل است و عشق! داستان منٰداستان خدایی است که آن خداٰانسان است و غریبٰانسانی که دور است و محجور..خدای داستان منٰغریب است و بی کس! بی کسی که تنهاست و تنهاییست که غریب است!
 ما "غریبیم"..خدا هم غریب است..انسان در تحجر است.. و انسانٰ "خدای ماتمکده ی غریبستان دل خویش!!"...





موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:

ساخت وبلاگ